فکر می کنید اگر کودکتان زبان درست و حسابی داشت و می توانست مادرش را توصیف کند، چگونه از شما یاد می کرد؟ روزی چند بار سر او داد می کشید و ...؟ چقدر برای او وقت می گذارید؟ چقدر در کنار او می نشینید و برایش کتاب می خوانید و با او بازی می کنید؟

یک خنده ی از ته دل زنانه 


فکر می کنید اگر کودکتان زبان درست و حسابی داشت و می توانست مادرش را توصیف کند، چگونه از شما یاد می کرد؟ روزی چند بار سر او داد می کشید و ...؟ چقدر برای او وقت می گذارید؟ چقدر در کنار او می نشینید و برایش کتاب می خوانید و با او بازی می کنید؟

زن

وای خدا خسته ام کردی... نکن دیگه بچه روانیم کردی... ای خدا عجب غلطی کردم بچه دار شدم ... اینها جملاتی است که مادران امروزی حداقل روزی هفت، هشت مرتبه می گویند، خوب چه کار کنند بندگان خدا، در آپارتمان های به اندازه قوطی کبریت، بدون حیاط و دار و درخت، با حداکثر فاصله از پدر و مادرشان و یا کسی که در نگهداری فرزند کمکشان کند، با دید و تبلیغات منفی علیه مهدهای کودک ، از صبح علی طلوع تا شب که شوهرشان به خانه بیاید، با بچه ای به تمام معنا بازیگوش و کنجکاو ! شاید برای همین است که همه به یکی دوتا بچه اکتفا کرده اند.

اما بچه ها چی؟ بزرگی می گفت، برای این که کسی را درک کنی، بهترین راه این است که خودت را جای او بگذاری، حالا شما هم خودتان را جای فرزندتان بگذارید، از صبح تا شب در یک چهاردیداری بسته ، تنها چیزهای جالب، کابینت های آشپزخانه، دکمه های ماشین لباسشویی و تلویزیون، یخچال پر از خوراکی، کشوهای پر از آت و آشغال است که یا آنها را بسته اید و یا با رفتن کودکتان به سمت آنها جیغتان به هوا می رود، تازه چون قدشان کوتاه است ، دوست دارند روی بلندی بروند تا اطراف را به خوبی ببینند، مثلا روی میز ناهار خوری، یا بالای مبل ها و صندلی ها!

و پاسخ مادر به این شیطنت های کودک چیست؟ جیغ های بنفش و یا نعره های پیل افکن! خوب مادر بیچاره حق دارد، ثانیه ای از فرزندش غافل شود، یا اسباب بازی هایش را به درون پریز برق فرو می برد و یا از بلندی سقوط می کند ، یا در یخچال را باز کرده و زمین آشپزخانه را با تخم مرغ و ... نقاشی می کند و یا پودر و شامپو را روی فرش ریخته و با پا روی آن راه می رود.این شیطنت ها برای مادرانی که فرزند یکی دوساله دارند، عادی است، شاید جارو زدن و دستمال کشیدن و پاک کردن شیطنت کودک زمانی از وقت مادر را بگیرد ، اما با کارهای خطرناک او چه باید کرد؟ جز اعصاب خرد شدن و جیغ زدن و داد کشیدن سر بچه و بعضا کتک زدن او!

فکر می کنید اگر کودکتان زبان درست و حسابی داشت و می توانست مادرش را توصیف کند، چگونه از شم�� یاد می کرد؟ روزی چند بار سر او داد می کشید و ...؟ چقدر برای او وقت می گذارید؟ چقدر در کنار او می نشینید و برایش کتاب می خوانید و با او بازی می کنید؟

مادران امروزی اینقدر از دست شیطنت های فرزندشان و نق زدن های او کلافه اند که دیگر فکر نکنم بعد از گذشت یکی دوساعت از زمان بیدار شدن او، صبرشان کفاف لازم را بدهد

در ثانی، افسردگی در این تازه مادران بیداد می کند، به اندازه کافی خانه به هم ریخته ، دیوارهایی که جای دست فرزندشان روی آنها خود نمایی می کند، ظرف های تلنبار شده ، غذاهای سوخته و جا نیفتاده اعصابشان را خط خطی می کند، تازه آنها هیچ وقتی برای خود و عشق ورزیدن به همسرشان ندارند، وقتی هم که فزرندشان به خواب می رود، خودشان از شدت خستگی بیهوش می شوند.بچه مادر شاد می خواهد، مادری که او را با عشق نگاه کند، شیطنت های او را صبوری کند، برایش وقت بگذارد و ..

کارشناسان توصیه می کنند مادران این کودکان قبل از این که کلافه بشوند و زندگی را، به خود و کودک و همسرشان زهر کنند و افسرده شوند، سعی کنند هر چند وقت یکبار کودکشان را نبینند تا دلشان برایش تنگ شود و بازیگوشی های او را بهتر تحمل کنند.مثلا هفته ای چند بار او را پیش مادر بزرگ و پدربزرگ و یا خاله و عمو بگذارند و خودشان کمی استراحت کنند، و یا به طور پاره وقت او را به مهد های کودک بسپارند.

بهتر است که به دیگران اطمینان کنید و چند ساعتی کودکتان را به دستشان بسپارید، باور کنید با هفته ای چند ساعت سپردن کودک به مادرشوهرتان، و یا خواهرتان و یا مهد های کودک، هیچ اتفاقی نمی افتد، در جنگل که زندگی نمی کنید که می خواهید همه کارهایتان را خودتان انجام دهید.

اگر این کار را بکنید، هم کله خودتان باد می خورد و می توانید با خیال راحت به خونه و زندگی و خودتان و همسرتان برسید و هم کودکتان با بازی در محیط های جدید و آدم های جدید، هم انرژیش تخلیه می شود و هم باهوشتر خواهد شد.

همواره به یاد داشته باشید،بچه مادر شاد می خواهد نه مادر کلافه و عصبانی.

 زینب عشقی

بخش خانواده ایرانی تبیان


 

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه