هنوز نمي شناسمت...

هنوز نمي شناسمت...
هنوز نمي شناسمت...


 

نويسنده: امير ارسلان کيا




 
باورهاي غلط در مورد زنان
 
خيلي از ما انسان ها در دنيايي زندگي مي کنيم که ارتباط برقرار کردن در آن حرف اول را مي زند. اما ما بنا به دلايلي در اين نوع ارتباط برقرار کردن موفق نيستيم مخصوصا در ارتباط برقرار کردن با همسر. شايد قواعد را بلد باشيم اما در به کار بستن آنها ناتوانيم. مردي را تصور کنيد که مي خواهد آشپزي کند تئوري کار را بلد است اما زمان آن را نمي داند و در آخر کار به اين نتيجه مطلوب نمي رسد. يا خانمي را در نظر بگيريد که مي خواهد خودروي خود را خود تعمير کند شايد تئوري کار را بلد باشد اما استفاده از ابزار مهارتي مي خواهد که با توجه به جنس لطيف اش در وجود او نيست. ما در اين مقاله مي خواهيم به آقايان و خانم ها ياد بدهيم که چطور براي داشتن زندگي موفق از قابليت هاي نهفته خود استفاه کنند و در پايان آقايان را تبديل کنيم به يک آشپز حرفه اي با قابليت پخت آش هاي روغن دار براي همسرانشان و خانم ها را تبديل کنيم به يک مکانيک حرفه اي با قابليت تعمير خودرو و تأسيسات خانواده براي راحتي همسرانشان.
شما هم مي توانيد در اين مقاله با ما همراه شويد مشکلات خانوادگي خود را (اگر خداي نکرده داريد) ريشه يابي کنيد و در صدد رفع مشکلات و داشتن زندگي موفق برآييد.

پلان اول منزل - داخلي
 

مرد خوابيده روي تخت تازه از خواب بلند مي شود کمي به اطراف نگاه مي کند مثل خيلي از فيلم هاي ايراني دست خود را در جاي خالي همسرش مي کشد تا مطمئن شود کسي آنجا نيست بعد گيج و منگ در حالي که کمي تلو تلو خوردن را هم چاشني اش کرده است با چند برخورد به چارچوب در و با حوله کوچکي که روي دوشش انداخته وارد دستشويي مي شود و بعد از مدتي صداي سيفون به گوش مي رسد. کات.

پلان دوم خارجي - محل کار
 

مرد کلافه براي بار چهلم و شايد هم بيشتر دکمه تکرار تلفن را مي زند اما کسي پاسخگو نيست و گوشي را محکم مي کوبد و زير لب چيزي را زمزمه مي کند با چهره اي نگران از جا بلند مي شود برگه مرخصي را روي ميز مي گذارد و از دفتر خارج مي شود. کات.

پلان سوم خارجي - رستوران
 

اينجا پاتوق هميشگي او و دوستانش است در حين صرف ناهار به همه چيز فکر مي کند به اينکه چرا تلفنش را جواب نمي دهد؟ به اينکه براي آخر هفته به اجازه او براي رفتن به تفريح با هم قطارانش احتياج دارد. به اين که آخر هفته به چه بهانه اي او را بپيچاند بگويد مأموريت است؟ يا چه؟ کمي به فکر فرو مي رود کاش هيچ وقت زن نگرفته بودم. کاش زير بار اين همه مسئوليت نرفته بودم کاش... کات.
روان شناسان عقيده دارند که اغلب مردها باورهاي نادرستي در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاري هاي آنان را شامل مي شود. اين باورهاي اشتباه به دليل عدم شناخت صحيح زنان و عدم درک روحيه آنهاست و چند نمونه از اين باورهاي اشتباه را براي شناخت بيشتر آقايان از همسرانشان بيان مي کنيم:

باور اشتباه 1- زن ها سيري ناپذيرند
 

مردها، تمايل و گرايش هميشگي زنان براي بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سيرناپذيري مزمن آنها اشتباه گرفته اند. طبيعت زن را اينگونه است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چيز است.
زن ها - دست کم بيشتر آنها - بسيار کم توقع هستند و مي توان به راحتي با کوچک ترين چيز آنها را خوشحال کرد با يک لبخند، اظهار محبت و دلتنگي و... خواهيد ديد چطور از شادي لبريز خواهند شد.

باور اشتباه 2- حفظ و نگهداري زن ها مشکل است
 

حفظ و نگهداري روابط صميمي کار مشکلي است. زن ها مي خواهند رابطه خود را با همسرشان سالم و صميمي نگه دارند و به همين دليل از مردها توقع دارند براي اين منظور وقت بگذارند و بر روي صميميت رابطه تلاش کنند.
زن ها استانداردهاي بالايي براي روابط صميمي خود دارند، نه از آن رو که ايرادگير و پرتوقع هستند، بلکه به اين دليل که عميقا متعهد و پايبند هستند و مي خواهند که موفق باشند.

باور اشتباه 3- زن ها مي خواهند مردها را کنترل کنند
 

مردها تلاش زن را براي سازمان دهي، برنامه ريزي و حل مشکلات مي بينند و سپس آن را اشتباه به عنوان تلاشي از جانب زن براي کنترل مرد و بهره کشي از آن تعبير مي نمايند.
واقعيت امر اين است که زن ها مي خواهند کمک کنند، ايفاي نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.
از مهم ترين و رايج ترين شکايت هاي زن ها از مرد زندگي شان اين است که بيشتر مردها، به هنگام تصميم گيري خود، زن ها را دخالت نمي دهند. از آن جا که زن ها از اين احساس بيزارند. بنابراين تلاش مي کنند تا خود را به نحوي در جريانات زندگي همسرشان وارد نمايند. يعني که سوال مي کنند و راه حل ارايه مي دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معناي تلاش براي مداخله و سلطه جويي معنا مي کند.
مهم ترين مسئله در زندگي يک زن محبت است. اگر همسرش را ناراحت ببيند، دوست دارد که به او کمک کند. اگر او را دچار مشکل ببيند، مي خواهد راه حلي ارايه دهد، همه اينها به خاطر اين است که همسرش را دوست دارد و به او عشق مي ورزد.

باور اشتباه 4- زن ها حسود هستند
 

زن ها محافظ و نگهبان روابط صميمي و نزديک خود هستند و مي خواهند از رابطه ي خود با مردي که دوستش دارند محافظت نمايند. نه به اين دليل که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غريزي و فطري، زنان از هر چه برايشان ارزشمند باشد، مراقبت مي کنند.

باور اشتباه 5- زن ها زيادي احساساتي هستند
 

از زيباترين ويژگي زن ها اين است که مي توانند حس کنند و احساس داشته باشند و اين احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و اين موهبتي بس گران بهاست. اما باور غلط اين است که نشان دادن احساسات، کيفيتي ضعيف و ناخواستي تر از پنهان کردن احساسات است. اين همان پيامي است که اغلب مردها در کودکي و هنگامي که پسر بچه اي بودند دريافت کرده اند. اين که گريه نکردن، بهتر از گريه کردن است. خشن و قوي بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نيازمند بودن است.
بنابراين مردها، اغلب احساسات طبيعي زن ها را به غلط، ضعف نفس تلقي مي کنند و توانايي آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زياده روي احساسي تعبير مي نمايند.
مردها به زن ها به عنوان موجودي بيش از حد احساساتي نگاه مي کنند براي آن که مسئوليت گفتار يا رفتار نامهربانانه و احياناً خشونت آميز خود را نپذيرند.

باور اشتباه 6- زن هاي قوي نيازي به توجه و مراقبت ندارند
 

برخي از مردان قدرت و توانايي را با خودکفايي اشتباه مي گيرند. صرف اين که زني قوي و با اعتماد به نفس است به اين معني نيست که ديگر هيچ نيازي به شخص توانمند و نيرومند ديگري نياز ندارد و اين طور نيست که هيچگاه خسته، ترسيده، وحشت زده و بي رمق نمي شوند.
اگر زني به تنهايي هم بتواند همه کارها را انجام دهد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمايت و مراقبت مردش را احساس کند. هر قدر هم زني قوي و مستقل باشد، باز هم نياز دارد که احساس کند که از او مراقبت مي شود.
زن هايي بيشتر نياز به توجه، حمايت و مراقبت دارند که از ديگران بيشتر حمايت و مراقبت مي نمايند.

باور اشتباه 7- زن ها آزادي مرد را مختل مي کنند
 

مردها درخواست هاي طبيعي و منطقي زن ها را براي شرکت در رابطه، با تلاش زن براي گرفتن آزادي مرد اشتباه مي گيرند. زن ها دوست دارند روابطي متعهدانه و صميمانه ايجاد نمايند.
هر فردي زماني که وارد رابطه اي مي شود، مقداري از آزادي هاي شخصي خود را از دست مي دهد. زيرا از حالا به بعد فردي که با او رابطه برقرار کرده ايد، به آنچه مي گوييد يا رفتار مي کنيد، واکنش نشان مي دهد.
آزادي واقعي به اين معنا نيست که چه کارهايي مي توانيد بکنيد و چه کارهايي نمي توانيد بکنيد. بلکه به معناي آزادي در محبت ورزيدن آن هم بدون ترس و دريافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشيدن بي دريغ است.
زن ها نمي خواهند چيزي را از مرد سلب کنند، برعکس مي خواهند محبت، فداکاري، از خودگذشتگي، تعهد، پايبندي و وفاداري خودشان را به مرد هديه دهند. تلاش خانم ها براي ايجاد رابطه با همسرشان و صميميت و حل مشکلات است نه براي سلب آزادي مردشان.
منبع: ماهنامه شاهد جوان شماره 59



 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه