مادر، واژه ای مقدس است و جایگاه مادری، جایگاهی رفیع و باارزش است. اما امروز همه چیز شکل دیگری پیدا کرده است و تعاریف مختلفی از مادر و نقش مادری ارائه می شود

مادر، واژه ای مقدس است و جایگاه مادری، جایگاهی رفیع و باارزش است. اما امروز همه چیز شکل دیگری پیدا کرده است و تعاریف مختلفی از مادر و نقش مادری ارائه می شود. مادران امروز به دغدغه هایی فراتر از نقش مادری می اندیشند. مثلا به علائق خود، که ممکن است مربوط به شغلی خاص یا کسب مهارتی خاص باشد. این مسئله به طور تدریجی در جامعه ما و در میان افکار مادران این جامعه رواج یافته است.
موضوع به سالهای بعد از جنگ مربوط می شود. آن زمان که مقالات و کتب بسیاری در دفاع از تفکر فمنیستی در جامعه وارد شد و نقدهای پررنگ و جدی نسبت به این موضوع صورت نگرفت که مبادا انگ تحجر و عقب ماندگی بر آن بخورد. همین موضوع در کنار تفکرات سنتی و کلیشه های سنتی و بعضا غلطی که در فرهنگ جامعه ما تداوم یافته بود، موجب شد تا تفکرات فمنیستی در تمامی سطوح فکری و فرهنگی جامعه ما رسوخ پیدا کند.
به این ترتیب رسانه های ما در تمامی برنامه هایشان اعم از فیلم، سریال، مسابقه و ...به نوعی به نمایش رقابت و حتی نزاع، میان دو جنس زن و مرد پرداختند. این نزاع در اشکال مختلف نشان داده می شد مثل دعوا، جر و بحث، رقابت و بالاخره خیانت زن و مرد به یکدیگر و...
این در حالی است که شاهد افزایش طلاق و فروپاشی خانواده و نیز گسترش روز افزون فساد  در جامعه ، چه در دانشگاه ها و چه در محیط های کاری و اداری و ... ، هستیم.
 هدف این نوشتار این است که ضمن بیان پاره ای از مشکلات به ارائه راهکاری بپردازد به این شرط که باور داشته باشیم که باید ضمن رعایت اقتضاآت عالم نو ، به سنت های حسنه و پسندیده نیز پایبند باقی بمانیم.
زنان امروز، زنان کار
یکی از مسائلی که اغلب زنان در جامعه امروز به دنبال آن هستند، داشتن شغل و کسب درآمد می باشد.
این مسئله در ارتباطی مستقیم با فرزندآوری و سپس تربیت و رشد کودکان قرار دارد. زنان شاغل یا بچه دار نمی شوند و یا در سنین بالاتر اقدام به فرزندآوری می کنند. جالب اینجاست که این عده که اغلب تنها یک فرزند دارند، حتی برای تک فرزند خود نیز، فرصت ندارند و فرزندان را به مهد کودک و پرستار می سپارند و راهی محل کار می شوند.به نظر می رسد که در فهم آزار رسیدن به کودک دچار اشتباه شده ایم. همگان تصور میکنند کودک آزاری یعنی تنبیه بدنی و شکنجه کودکان در حالیکه می توان گفت محروم کردن یک کودک(خصوصا در 3سال اول زندگی) از محبت عاطفی مادر هم می توان�� یک آزار مهم و جدی تلقی شود. یک آزار روحی بسیار مهم که ممکن است دیده نشود.
شاید برای بسیاری از افراد، این موضوع که فرزندان، والدین خود را در سنین پیری، به خانه سالمندان می برند، مسئله ای غم انگیز و نامطلوب باشد. آیا نمی توان این موضوع را به زمانی که والدین، کودکان خود را به مهد کودک می فرستند در حالیکه بچه ها، محتاج حضور و محبتشان هستند، نسبت داد؟
در واقع خالی ماندن کانون خانواده از مادر آنهم در سنینی که کودک نیاز روحی و عاطفی شدیدی به مادر دارد نوعی ظلم و آزار نسبت به کودک محسوب می شود
بزرگی می گفت، آن زمان که تعداد مهدکودک ها در شهری افزایش پیدا کرد بدانید که باید تعداد خانه سالمندان هم افزایش پیدا کند. این بدان معنا نیست که رابطه علت و معلولی در این میان وجود دارد بلکه هدف از بیان این مطلب این است که والدین باور داشته باشند که علقه عاطفی و رابطه محبت آمیز آنها با فرزندانشان از همان روزهای اول تولد کودک، آغاز می شود و تاثیری اساسی بر هر دو طرف دارد. تاثیری که در سنین بزرگسالی خود را نمایان می کند.
در واقع خالی ماندن کانون خانواده از مادر آنهم در سنینی که کودک نیاز روحی و عاطفی شدیدی به مادر دارد نوعی ظلم و آزار نسبت به کودک محسوب می شود . جالب اینجاست که بسیاری از زنان ساکن در جوامع غربی اکنون به این نتیجه رسیده اند که کودکان تا چه حد به حضور مادر نیازمندند و به همین خاطر از مشاغل خود دست کشیده و در کنار کودکان شان باقی مانده اند.
یک روانشناس به نام جان باولبی معتقد است : « محبت مادر به اندازه ویتامین و مواد معدنی در رشد کودک حیاتی است ». وی همچنین ثابت کرد که « محرومیت از محبت مادر با بزهکاری در سنین نوجوانی رابطه ای مثبت دارد » . اعتقاد بحث انگیز دیگر جان باولبی این بود که : « کودکان فقط یک بستگی عاطفی نیرومند ایجاد می کنند که معمولا با مادر است و او این بستگی را "علقه منحصر به فرد" نام نهاد » .1
از این دست موارد بسیار است. اینکه مربیان مهد و یا هر نهاد دیگری هر چقدر هم باسواد و باتجربه باشند، نمی توانند لحظه ای جایگاه مادر را برای کودک پر کنند. کودکان در سنین اول تولد، بیشترین نیاز عاطفی به محبت مادرانه را دارند و هرچقدر بهره بیشتری از این موقعیت ببرند در شکل گیری شخصیت و سرنوشت آینده آنها موثر است.
جالب است بدانیم روان پزشکان امریکایی به خصوص اچ ام اسکیلز و آر . ای . اسپیتز  دریافتند که : « شیرخواران پرورشگاهها که محروم از مهر و محبت بودند، از لحاظ عاطفی گوشه گیر و بی احساس بار می آمدند ».
در پژوهش دیگر و البته جدیدی که «ملیندا موریل» و همکارانش در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی ایالات متحده انجام دادند، کوشیدند با استفاده از روش‌های آماری جدید رابطه علی بین کارکردن مادر و سلامتی کودک را بررسی کنند . این پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که برخلاف تحقیقات پیشین که اشتغال مادر را در نظارت و مراقبت کودک بی اثر دانسته و برخی مفید هم بر می شمردند. به این نتیجه رسیدند که ، محدودیت وقت، به مادران شاغل فشار زیادی وارد می‌کند و باعث شود نظارت یا مراقبت کمتری در مورد کودکان خود داشته باشند.|2
همچنین در این پژوهش نشان داده شده که در نتیجه شاغل بودن مادر ، وی محدودیت‌ زمانی بیشتری در مراقبت از کودکان داشته و همین مساله خطرهای بهداشتی بیشتری است برای سلامت کودک به دنبال دارد. یافته‌های این مطالعه 20 ساله و گسترده در آمریکا نشان داده، فرزندانی که مادران‌ آنها بیرون از خانه کار می‌کنند، 200 درصد بیشتر از کودکانی که مادران‌ آنها در خانه به سرمی‌برند دچار حملات آسم، بستری‌شدن شبانه و جراحات و مسمومیت‌ها می‌شوند.
از این دست آمارها بسیار است اما به طور کلی آنچه که امروز، روانشناسان و کارشناسان امور تربیتی نسبت به آن اذعان دارند به تاثیر مثبت حضور مادر در سالهای اول زندگی یک کودک، مربوط می شود. بنابراین مادران عزیز بهتر است باور داشته باشند که تنها سه یا چهار سال را در کنار کودک گذراندن، به احتمال بسیار زیاد، موجب شکل گرفتن شخصیتی مطلوب در آینده کودک شان خواهد شد. مطمئن باشید که این وقت گذاری بیشتر از انچه فکر کنید ارزش دارد و اثرات مثبت آن به خودتان بازمی گردد.

    
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه